
تاریخی مرودشت.تخت جمشید

تصاویرحكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار
بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و
شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني
در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در
ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد
حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد




شهرستان مرودشت "مهد فرهنگ وتمدن ایران زمین"گنجینه اسرار تاریخی "
طلایه دار بزرگترین امپراتوری جهان باستان"سرزمین اهورایی ایرانیان ونگاهبان
عظیم میراث گذشتگان مقدم شما میهمانان عزیز را در این شهر گرامی می دارد
امیدواریم که در این شهر اوقات خوب و خوشی را سپری کنید
![]()

حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار
THE IRANIAN EMPIRE
همه گیتی تن است و ایران دل...
میست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد ...
دل زتن به بود یقین باشد
آتشکده های امپراطوری ایران در زمانهای هخامنشیان و پارتیان و ساسانیان

نقشه ایران در دوره پارتیان متشکل از مادها ( کردها و آذری ها ) پارتها و پارسها
نقشه شهرهایی که بخشی از ایران بزرگ بوده اند . شامل عربها و تورکهای پیش از عثمانی نیز بوده است

موقعیت نقشه امپراتوری ایران باستان در جهان امروز

امپراتوری ایران بزرگ در زمان داریوش کبیر و فرزندش خشیارشاه در سالهای 522 تا 486 قبل از میلاد مسیح

تخت جمشید(مرودشت) perspolis(marvdasht







Iran Map
Iran
Map

نقشه تخت جمشید(پرسپولیس)


اين يك سكوت نيست ديوان شعريست كه با سنگ سروده اند



می فشاریم دستهای گرم آنان که دل در گرو این آب و خاک نهادند. و اصالت خدشه ناپذیر آریایی دارند.

عکسهایی از شهر مرودشت(تخت جمشید)
نقشه شهرستان مرودشت(تخت جمشید)

شهرداری مرودشت - میدان امام(ره)
دکتر شریعتی میگه وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن!!خاموش باش قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟؟ تو محکومی به زندگی کردنی تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باش

زندگی تکرار تفکر در حلقه حیات است
زندگی معمای وجود در تفکر بشر است
زندگی آزمایشگاه صبر برای موجود کم طاقت است
و اما ؟؟؟
زندگی لطف اجباری اما شیرین خداوند است
زندگی خالی است ان را پر کن.


آقای خاتمی تنها فردی بود که برای مرودشت کار کرد. چون ایشان
تخت جمشید را دوست داشت و می خواست آن را آباد کند اما...



بهشت گمشده






|
نگاهي كوتاه به شهرستان مرودشت |
|
مرودشت يكي از باستانيترين مناطق ايران است که با پيشينهي كهن خود در طول تاريخ توجه بسيارياز باستانشناسان و دوستداران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيانگر اين مطلب است كه اين شهرستان با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي همسان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهم ترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است واين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي ولي مهمترين اثر از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي به همراه نقش ها و کتيبههاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. مجموعه کاخ هايتختجمشيد، كاخ صد ستون، كاخ داريوش، سنگ نبشته پهلوي، تخت گوهر يا تخت رستم، نقش رجب، آرامگاه اردشير دوم و سوم، شهر قديمي استخر (تخت طاووس)، قلعه استخر، برج زندان سليمان، پل بند امير و پل خان از جمله مهمترين آثار تاريخي اين شهرستان به شمار مي روند.همچنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانه اي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند. بافت قالي و قاليچه مهم ترين صنايع دستي شهرستان مرودشت را تشکيل مي دهد. قالي ها بيش تر توسط زنان و دختران و در کارگاه هاي خانگي و محلي توليد مي شوند. شركت سهامي فرش هم که به تازگي در اين منطقه تاسيس شده ، کار توليد و عرضه فرش را به صورت صنعتي بر عهده دارد. مرودشت يكي از قديمي ترين مناطق باستاني ايران است که با پيشينه كهن خود در طول تاريخ توجه بسياري از باستان شناسان و دوست داران فرهنگ و تمدن ايراني را به خود معطوف داشته است. مجموعه آثار به جاي مانده ماقبل تاريخ و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيان گر اين مطلب است كه اين شهرستان منطقه اي آباد با اهميتي ويژه؛ همواره مورد توجه بوده است. مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران بوده و از شهرتي همسان با ديوارعظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است، مهمترين مکان ديدني شهرستان مرودشت را تشکيل ميدهند. عظمت منحصر به فرد اين بنا به تنهايي گوياي تاريخ شکوهمند تمدن ايران است و اين درحالي است که اين مجموعه تنها يکي از بناهاي تاريخي کشور ايران و استان فارس است. شهرهاي قديمي به همراه نقش ها و کتيبههاي باستاني و کاخ هاي پادشاهان هخامنشي و چندين اثر تاريخي و قديمي ديگر، از جمله جاذبه هاي مهم شهرستان مرودشت به شمار مي آيند. همچنين طبيعت جذاب و غني شهرستان مرودشت به ياري منحصر به فردترين آثار تاريخي و باستاني اين منطقه آمده و جلوه هاي اعجاب انگيزي از زيبايي هاي طبيعي را به نمايش گذاشته و اين شهرستان را به لحاظ طبيعي نيز در رديف مناطق ديدني ايران قرار داده است. موقعيت طبيعي و چشم اندازهاي اطراف آبشار مارگون با هم آميزي درختان جنگلي وتوپوگرافي ناحيه كوهستاني و رودخانهاي، نمايش گر طبيعت غني و زيباي شهرستان مرودشت هستند. صنايع و معادن در اطراف بخش مرودشت كان هاي متعدد سنگ وجود دارد. انواع كارخانه هاي توليد آجر و گچ و موزاييک سازي، كارخانه تهيه قند و شكر، كارخانه تهيه عصاره شيرين بيان، شركت سهامي فرش، تاسيسات مجتمع كود شيميايي و مجتمع گوشت نيز در اين شهرستان وجود دارد. کشاورزي و دام داري شهرستان مرودشت داراي شرايط مساعد جغرافيايي يعني آب فراوان و زمين حاصل خيز بوده و به همين جهت از اوضاع اقتصادي خوبي برخودار است. كشاورزي دراين بخش به صورت صنعتي و دستي و روش آبياري به شكل ديمي و آبي انجام مي گيرد. اراضي وسيع كشاورزي اين شهرستان به 7 ناحيه همگن و داراي خصوصيات مشابه كه تحت پوشش 7 مركز خدمات كشاورزي دهستاني و 13 تعاوني توليد روستاييقرار دارند، تقسيم مي شوند. در سال 1374 در اين شهرستان 215 هزار تن گندم توليد و به مراكز خريد تحويل گرديده است و توليد اين محصول در سال 81-1380 به ميزان 304 هزار تن رسيده است و به همين دليل مقام اول توليد و تحويل گندم به اين شهرستان اختصاص دارد. مرودشت داراي 170 هزار هكتار اراضي مزروعي شامل 148 هزار هكتار اراضي آبي و 22 هزار هكتار اراضي ديم است عمده ترين محصولات زراعي منطقه را گندم آبي ، جو آبي ، شلتوک، چغندر قند، ذرت دانه اي و علوفه اي تشکيل مي دهند و انواع جاليز بالاترين سطح زير كشت را به خود اختصاص داده است.چاه ها و كاريزهاي متعدد آب كشاورزي منطقه را تامين مي كنند. شهرستان مرودشت با توجه به توجه به وجود آب کافي از لحاظ باغ داري نيز در موقعيت مناسبي قرار دارد. انگور، سيب، بادام، گردو، هلو، زردآلو ، انار و .. در باغ هاي اين شهرستان توليد مي شوند و مازاد آن به ديگر استانها و شهرستان ها و بعضي كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي شود. شهرستان مرودشت با توجه به وجود مراتع و چراگاه هاي غني از علوفه، استعداد فراواني در زمينه پرورش دام و طيور دارد كه اين امر موجب شده تعدادي از مردم به خصوص روستاييان به كار پرورش دام و طيور مبادرت ورزند. تعداد واحدهاي دام پروري اين شهرستان بخش قابل توجهي از نيروي انساني را به خود اختصاص داده است. تجارت و داد وستد به همراه دام داري و كشاورزي از اركان اقتصادي شهرستان مرودشت به شمار مي رود. از جمله صادرات مهم اين شهرستان مي توان قند و شكر، گندم، جو، تره بار، گوسفند و آجر را نام برد. مشخصات جغرافيايي شهرستان مرودشت تقريبا در مركز استان فارس واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان اقليد، از شمال خاوري به شهرستان خرم بيد، از خاور به شهرستان بوانات، از جنوب خاوري به شهرستان ارسنجان، از جنوب و جنوب باختري به شهرستان شيراز، از باختر به شهرستان سپيدان، محدود است. مركز شهرستان مرودشت در 52 درجه و 48 دقيقه طول جغرافيايي و 29 درجه و 52 دقيقه عرض جغرافيايي و ارتفاع 1595 متري از سطح دريا واقع شده است. آبو هواي شهرستان مرودشت معتدل است و مهم ترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه كر و رودخانه سيوند هستندكه بسيار مهم و حياتي محسوب ميشوند. در سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان مرودشت 347338 نفر برآوردشدهاست. شهرستان مرودشت محل رفت وآمد ايل قشقايي است. ساكنان اين شهرستان آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش هاي محلي، شيرازي، تركي و قشقايي صحبت مي كنند. مسيرهاي دسترسي به شهرستان مرودشت عبارت اند از: وجه تسميه و پيشينه تاريخي مرو در لغت به معني چمن است كه در اصل به صورت مرغ و مرگ بوده و مرغزار صورت بسيار متداول آن است. در قديم علفزارها را مرغزار مي گفتند، و به نظر مي رسد که مرودشت نيز مانند ارژن در آن زمان جايي پوشيده از مرتع و چمن بوده است. كاوش هاي علمي و گمانه زني هايي كه در تپه هاي مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است، نشان مي دهد كه هزاران سال پيش از آنكه داريوش كبير، تپه سنگي را بر دامان كوه رحمت، براي احداث كاخ هاي بزرگ خود انتخاب كند، اقوام متمدني در دشت وسيع آن، مي زيسته اند. آثار بر جاي مانده از قبيل ظروف سفالي منقوش يا ساده، و اسباب و وسايل زندگي آن دوره، همه و همه مؤيد اين نكته اند. ويرانه هاي استخر در تخت جمشيد، بخشي از تاريخ اين شهر را به نمايش مي گذارند. آثار تاريخي باقي مانده از اين شهرستان، علاوهاده مسافران اين مسير نيز قرار مي گيرد. |
| آرامگاه ها ،امزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان مرودشت |
|
آرامگاه اردشير دوم و سوم(مرودشت) دو آرامگاه در ديواره كوه مشرف به صفه تخت جمشيد وجود دارد كه گفته اند به اردشير سوم و اردشير دوم تعلق داشته است. آرامگاه ها يا دخمه هاي واقع در نقش رستم(شش كيلومتري تخت جمشيد) بي ارتباط با موقعيت صفه تخت جمشيد نبودند و مي توان آن ها را نيز بخشي از عناصر جانبي اين صفه به شمار آورد، زيرا محتمل است كه در فاصله بين صفه تخت جمشيد و نقش رستم، سكونتگاه ها و تاسيساتي وجود داشته كه هنوز اثري از آن ها به دست نيامده است. |
| كاخها ، باغهاو موزه ها درشهرستان مرودشت |
|
مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد(مرودشت) مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد که شاهکار مديريت باستاني و حاصل تلاش دستان آفرينش گر معماران چيره دست دوره هاي باستاني ايران است، بر فراز تپه سنگي كوه رحمت در جلگه مرودشت با شکوه تمام خود نمايي مي کند. اين بناي عظيم باستاني يکي از 4 اثر ملي ايران است که به ثبت تاريخي سازمان بين المللي يونسکو رسيده است و از شهرتي همسان با ديوار عظيم چين و اهرام ثلاثه مصر برخوردار است. عظمت منحصر به فرد بناي تخت جمشيد به تنهايي گوياي تاريخ تمدن شکوهمند ايران است و با بناهاي هم عصر خود تفاوت هاي اساسي دارد. معماران و کارگراني که در طول سال ها کار ساخت اين بناي عظيم باستاني را به عهده داشتند، بر خلاف ديگر تمدن ها از حقوقي مشابه با تمدن امروزي جهان برخوردار بودند و با آزادي و ابتکار عمل تحت مديريت پادشاهان وقت، اين بنا را برپا نمودند. نقشه کلي تخت جمشيد از پيش طرح ريزي شده بود. سيستم هاي کانال کشي و آب رساني و مجاري فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد آن ها قبلا در دل کوه کنده شده دليلي بر اين مدعاست. كاخ آپادانا (مرودشت) آپادانا يعني سالن ستون دار، كاخ آپادانا يا كاخ بار داريوش كه تقريبا در ميانه جبهه باختري صفه تخت جمشيد قرار دارد، مهم ترين بناي اين مجموعه به شمار مي آيد و به نظر مي رسد نخستين بناي مهم ساخته شده در اين عرصه بوده است. كاخ صد ستون (مرودشت) همان طوركه از اسم آن پيداست، صد ستون كل بنا را نگه مي داشت و جايگاه مهمانان بود. نكته قابل توجه اين كه تزيينات اين كاخ هم بر حسب عدد 100 بود. احتمالا اين كاخ اقامتگاه موقت ويژه در دوره برگزاري مراسم بوده است. |
| عمارات ومحوطه هاي باستاني درشهرستان مرودشت |
|
تنگ براق مرودشت آبادي تنگ براق كه راه دسترسي به آن از دهستان سده مي گذرد محلي مناسب براي جذب ايرانگردان است. اين محل با جمعيتي اندک داراي آب آشاميدني (از طريق چشمه سارهاي محل) و قابل دسترسي مناسب است. بيشتر بازديدكنندگان تنگ براق را مسافراني از شهرهاي شيراز، آباده، اقليد و اصفهان تشكيل مي دهند. تنگ براق در شمال روستايي به همين نام، در منطقه كامفيروز، تقريبا روبه روي آبشار مارگون قرار دارد. اين تنگ محل عبور يكي از شاخه هاي اصلي آب سد درودزن است. منطقه مورد نظر به صورت دره اي عميق و زيبا بين ديواره هاي صخره اي قرار دارد و قسمت انتهايي آن بن بست است. مجموعه آب هاي بالا دست اين منطقه با عبور از يک دشت، در شكافي عميق سرازير مي شود و آبشاري زيبا پديد مي آورد. در ديواره صخره سمت چپ تنگ، غاري زيبا پديد آمده است كه منشاء آهكي دارد و از سقف آن، آب به صورت قطرات باران به كف غار مي ريزد. ديواره و سقف غار پوشيده از خزه است. ارتباط شيراز با تنگ براق از سه طريق امكان پذير است. از طريق منطقه كامفيروز و با عبور از دشت كامفيروز و مناطق جنگلي امتداد جاده خاكي منطقه كامفيروز به دو بلوک كمهر و كاكان و سرحد چهاردانگه متصل مي شود. بعد از روستاي تنگ براق، جاده بن بست است بخشي از راه آن سوي روستا به طرف تنگ، جاده ماشين رو ندارد. تنگ بستانک (بهشت گمشده) مرودشت تنگ بستانک دره اي زيباست كه در حوالي شمال باختري دشت كامفيروز قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1740 متر است. اين دره در ميان كوه هاي نسبتا مرتفع در مرز انتهايي دهستان هاي كامفيروز و بيضا در شهرستان هاي مرودشت و سپيدان پديد آمده است. در ابتداي روستاي مهنجان (مهنگان) كه در دامنه كوه هاي شمال باختري و باختر دشت كامفيروز قرار دارد، خطي سبز شروع مي شود و به طرف باختر امتداد مي يابد. اين خط سبز، در عمق دره و حاشيه رودخانه مملو از درختان بيد و چنار است. تنگ بستانک در حوزه آبريز سد درودزن واقع شده است. همجواري تنگ با درياچه سد درودزن و نزديكي آن به مناطق سردسير و زيباي تنگ گنبيل، آبشار مارگون، تنگ براق، چشمه شش پير، قلعه رنج، برم فيروز و ديگر مناطق ييلاقي اين منطقه را به يک مجموعه وسيع و زيباي گردشگاهي تبديل كرده است. سنگ نبشته پهلوي (مرودشت) سنگ نبشته پهلوي در شمال باختري پاسارگاد در تنگ براقي واقع است. ابعاد اين سنگ نبشته 40/1 × 1 متر، مشتمل بر 16 سطر است كه هر سطر 90 سانتي متر درازا دارد. تخت گوهر يا تخت رستم(مرودشت) در نزديكي نقش رجب و پايين آرامگاه كوروش، تخت سنگ هاي منظمي به صورت ناتمام وجود داردند كه به تخت رستم معروف هستند. نقش رجب(مرودشت) نقش رجب به نقش هايي گفته مي شود که در پس رفتگي کوهستاني در شمال تخت جمشيد حجاري شده است. اين نقش داراي سه تصوير برجسته از اردشير بابكان، شاپور اول، علامت خاندان او و شخصيت هاي بزرگ دوره اردشير است. |
| بندها و پلها ي تاريخي درشهرستان مرودشت |
|
پل بند امير(مرودشت) پل خان(مرودشت) پل خان كه در مرودشت قرار دارد در زمان شاه عباس صفوي به همت امامقلي خان فرزند الله وردي خان (فرمانرواي فارس) ساخته شد. |
|
قلعه ها ، برجها و آتشكده ها درشهرستان مرودشت |
|
قلعه استخر(مرودشت) برج زندان سليمان(مرودشت) برج زندان سليمان در نزديكي كاخ اختصاصي كوروش به شکل ويرانه يک برج سنگي و بلند برجاي مانده بود كه امروزه تنها ضلع باختري آن باقي مانده و سه ضلع ديگر آن منهدم شده است. ارتفاع آن نزديک به 12 متر است كه 16 رديف سنگ هاي بزرگ با تراش سفيد و بسيار منظم و دقيق تشكيل شده است. پلكان منظم سنگي برج، ساكنان آن را به درون اتاق بالاي برج مي برده و اكنون تنها مدخل اتاق بر ديوار باقي است و از پلكان آن اثري بر جاي نمانده است. بسياري از باستان شناسان اين برج را آرامگاه كامبيز و برخي هم آتشكده دانسته اند. |





ای انسان :هر که باشی و از هر کجا که بیایی. .زیرا میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا کردم.....
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک نبر .
ادم کورش خشایثی یه هخامنش یه < من کوروش شاه هخامنشی ام> 

((آدمی نهاد نخستين خويش را بدرستی شناخته است.اين دانايی و راه بکار بستن آن گاهگاه از سوی فرستادگان به آدميان آموزش داده شده ٬ زمانی نام اين فرستاده زرتشت بوده،زمانی بودا و زمانی عيسی و اکنون اين دانايی را من که مانی هستم پيامبر راستين و پيامبر واپسين به شما آموزش می دهم))

|

موقعيت جغرافيايي و جمعيتي شهرستان مرودشت به مركزيت شهر مرودشت با وسعت 4649 كيلومترمربع ، 8/3 درصد كل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. اين شهرستان از شمال به شهرستانهاي خرمبيد و اقليد، و از غرب به شهرستان سپيدان ، از جنوب به شهرستان شيراز و از شرق به شهرستانهاي ارسنجان و بوانات محدود مي شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري اين شهرستان داراي سه نقطه شهري به نامهاي مرودشت ، سعادت شهر و سيدان و پنج بخش، مركزي ، سعادت آباد، ، كامفيروز ، سيدان ، درودزن مي باشد. خاكهاي اين منطقه كاملاً رسوبي و مواد تشكيل دهنده آن توسط رودخانه و متلاشي شدن سنگهاي منطقه بوجود آمده كه براي كشاورزي بسيار مناسب هستند. ناحيه شمالي از سرچشمه رود كر تا محل سد درودزن كاملاً كوهستاني و قسمت جنوبي و جنوب شرقي از سد درودزن تا درياچه بختگان داراي دشتهاي مسطح مي باشد عمده ترين كوههاي اين منطقه عبارتند از : كوه سياه با ارتفاع 3400 متر ، كوه سيد محمد با ارتفاع 2670 متر ، كوه سارون با ارتفاع 3750 متر و كوه پالنگري با ارتفاع 4145 متر ، متوسط بارندگي سالانه در منطقه 365 ميلي متر و درجه حرارت بين 41 درجه حداكثر و 9 درجه حداقل مي باشد. مهمترين رودخانه هاي اين شهرستان رودخانه سيوند و كر مي باشند . توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي اين منطقه در ارتفاعات كوهستاني و دشتهاي كم ارتفاع پوشش گياهي متنوع دارد و از جمله جنگلهاي بلوط ، درختان بنه ، ارژن ، زالزالك ، انجير كوهي و در دشتها گياهان مرتعي كنگر ، خارشتر ، خارزرد و .. پرورش پيدا مي كند.
جمعيت اين شهرستان در سال 1380 برابر 335201 نفر بوده كه تعداد جمعيت شهرنشين برابر 135610 و نرخ شهرنشيني (سهم جمعيت شهري شهرستان) برابر 5/40 درصد بود.ه است
سابقه تاريخي مرودشت يكي از قديمي ترين مناطق باستاني ايراني با پيشينه اي كهن كه در طول تاريخ توجه بسياري از باستان شناسان و دوستداران ميراث فرهنگي و هنر ايراني را به خود معطوف داشته است مجموعه آثار به جاي مانده و آثار اعجاب برانگيز تاريخي بيانگر اين مطلب است كه اين شهرستان منطقه اي آباد ، با اهميت ويژه بوده است.در فارسنامه ابن بلخي (510-500 هـ ق) نام مرودشت كه يكي از محلات شهر استخر بوده و بعدها جاي آن محله را بوستان تخت جمشيد گرفته مأخوذ شده است و برخي بر اين نظرند كه مرو نام گياهان بوده كه در اين دشت بسيار فراوان روئيده و دام كوچ نشينان از آن استفاده مي كرده اند. آثار تاريخي اين شهرستان عبارتند از : تخت جمشيد ، نقش رستم ، نقش رجب ، ويرانه هاي شهر استخر ، تخت گوهر يا تخت رستم ، كعبه زرتشت و قدمگاه پارسه (تخت جمشيد) ، همچنين بناي باشكوهي به عنوان پايتخت بهاري و مذهبي هخامنشيان بر دامنه كوه مقدس مهر(رحمت) كه به استناد كتيبه هاي به جاي مانده از داريوش اول در سال 518 ق.م شروع به ساخت گرديده و تا حمله اسكندر مقدوني در سال 330 ق.م پايدار بوده است. كاخهاي آپادانا و تچر به عنوان اولين كاخهاي اين مجموعه از آثار اعجاب برانگيزي برخوردار است. آثار اين مجموعه به دليل اهميت فراوان در رديف آثار جهاني به ثبت رسيده است. همچنين بقاع متبركه زيادي در اين شهرستان وجود دارد كه از جمله مي توان مقبره ايوب نبي(ع) ، امامزاده سلطان ولايت ، امام زاده عقيل
وضعيت صنايع در شهرستان مرودشت به غير از كارگاههاي خدماتي و فني ، حدود 200 كارخانه ، شركت و كارگاههاي صنعتي ، شيميايي ، توليدات مواد غذايي ، فرآورده هاي لبني و... وجود دارد كه ايجاد اشتغال زايي مناسبي را نموده اند.
وضعيت كشاورزي شهرستان مرودشت داراي 170 هزار هكتار اراضي مزروعي شامل 148 هزار هكتار اراضي آبي و 22 هزار هكتار اراضي ديم مي باشد عمده ترين محصولات زراعي منطقه عبارتند از: گندم آبي، جو آبي ، شلتوك ، چغندر قند، ذرت دانه اي و علوفه اي ، انواع جاليز كه از لحاظ سطح زيركشت بالاترين سطح زير كشت به خود اختصاص داده است. همچنين با توجه به وجود چشمه سارها و قنات هاي دائمي از لحاظ باغداري در موقعيت مناسبي قرار دارد كه محصولات متفاوتي از قبيل انگور- سيب- بادام- گردو- هلو- زردآلو و انار و .. در اين باغات توليد مي شود و علاوه بر نياز شهرستان مازاد آن به شهرستانهاي همجوار و ديگر استانها و بعضاً كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي گردد.
اقلام عمده صادراتي
اقلام عمده صادراتي اين شهرستان به چند بخش تقسيم مي شود: بخش محصولات صنعتي مانند: توليدات كارخانجات صنعتي آزمايش- پتروشيمي ،رب گوجه و خيارشور و ...
بخش محصولات كشاورزي و باغي مانند : گوجه فرنگي- هندوانه- انار، گردو و بادام و ...
بخش صنايع دستي مانند : فرش-گبه و ...
حوزه بازرگاني خارجي
حوزه بازرگاني داخلي
الف ) جلسات
ب ) ملاقات ها و رايزني ها
ج ) گزارش ها
د ) مكاتبات
حوزه بازرسي و نظارت
الف ) جلسات
ب ) ملاقات ها و رايزني ها
ج ) گزارش ها
د ) مكاتبات
هـ ) ساير فعاليت ها
حوزه امور مالي و اداري
حوزه روابط عمومي
|
|
| ||
| ||
|

تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .
|
|
|
تخت جمشید |
ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .
معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .
اسکندر مقدونی)) در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.
ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.
چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
امروزه مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد. تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است. تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و درشهر مرودشت واقع شده است.
میراث مکتوب شاهان هخامنشی از کوروش کبیر تا داریوش سوم، سنگنوشتههای پادشاهی و نیز هزاران لوحی است که در تخت جمشید یافت شده اند . اگر چه باستان شناسان برای بازسازی رویدادهای تاریخی 2 سده حکمرانی هخامنشیان، چیزی به جز این اسناد در دست ندارند . اما وجود منابع دیگر تاریخی که در بیرون از حوزه قلمرو امپراطور هخامنشی یافت شده اند، کمک بسیاری برای نگارش کتب تاریخی کرده است . این منابع شامل اسنادی است که در ایالاتی نظیر میانرودان و مصر به دست آمده اند و نیز نوشته های مورخان کلاسیک مانند هرودت، استرابون ، سقیاس و جانشینان آنان در این زمینه منابع خوبی به شمار می روند، این وجود نمی توان اهمیت سنگنوشتههای هخامنشی را نادیده گرفت . این سنگنوشتهها که اغلب به دستور داریوش ،خشایار و اردشیر روی لوح یا سنگ به رشته تحریر درآمده اند ،نکات جالبی را در زمینه تاریخ باستانی خاورمیانه در خود پنهان دارند.
آنچه که در زمینه سنگنوشتههای پادشاهی هخامنشیان در همان گام نخست جلب توجه می کند ، تنوع محتوایی و جنس اشیایی است که این سنگنوشتهها روی آنها حک شده اند. غالب این سنگنوشتهها به سه زبان رسمی و رایج شاهنشاهی هخامنشی یعنی پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده اند. برخی از این سنگنوشتهها برای شناسایی نقش برجسته ها و یا محل ها نوشته شده اند و نام و عنوان پادشاه محتوای اصلی آنها را تشکیل می دهد. نمونه هایی از این سنگنوشتههای ساده روی دیوارها و نقش برجسته های کاخ های کوروش و داریوش اول در پاسارگاد و تخت جمشید و نیز مهرها و برخی گلدان ها دیده می شود. این سنگنوشتهها کمک می کنند تا باستان شناسان بتوانند بناهایی را که سنگنوشتهها بر روی آنها نوشته شده اند، شناسایی کنند . به عنوان مثال با قرایت سنگنوشته اردشیر دوم در شوش که روی پایه ستون ها حک شده است به خوبی می توان نام آپادانا را در آن مشاهده کرد و یا سنگنوشتهای که روی دروازه ورودی کاخ به دستور خشایار نوشته شده است ، مؤید این مطلب است که داریوش آن را بنا نهاده است. شمار اندکی از سنگنوشتهها توضیحات بیشتری را به خواننده ارایه می دهند. به عنوان مثال در الواح مکشوفه از پی بنای کاخ های شوش نام تمامی ملت هایی که در ساخت بنا مشارکت داشته اند و نیز محل اصلی که مواد اولیه تزیینات کاخ ها از آنجا آورده شده،نوشته شده است. برخی از این سنگنوشتهها به موضوعات فکری ،اخلاقی و مذهبی اشاره می کنند ،نظیر سنگنوشته روی آرامگاه داریوش در نقش رستم یا الواح مکشوفه از پی بنای کاخ خشایار در تخت جمشید . اما مهم ترین سنگنوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، خط نبشته داریوش بر دیواره کوه بیستون است. سنگنوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال های حکمرانی اش که مشکل ترین سال ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می کند. این سنگنوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست. به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی توان با تکیه بر آنها نسب شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگنوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می کند و به تدریج اخلاف خود را نام می برد: ویشتاسپ آرشام آریارمنه ، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی خورد.
وانگهی بسیاری از آشورشناسان کوروش ،پادشاه انشان و بنیانگذار سلسله هخامنشیان را با شخص دیگری هم اسم او که پادشاه پارسوماش بود، با هم اشتباه گرفته اند. همین مسأله موجب شده است که مفسران سنگنوشته نسبت به محتوای سنگنوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگنوشته سعی داشته است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان ، شجرنامه خود را دست کاری کند. سر آخر این که چون کوروش عنوان پادشاه انشان، شهری در نزدیکی تخت جمشید را نیز داشت این مسأله مورد تأیید قرار گرفته است که وی نمی توانسته است به طور همزمان دو عنوان پادشاهی یکی در انشان و دیگری در پارس داشته باشد. به واقع با تحلیل کلی تمامی منابع می توان به این شکل نتیجه گرفت . در ربع سده نخست سده ششم ق.م چیش پشپسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگترش آریارامنه اعطا کرد در حالی که پسر کوچکترش،کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه ، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست . در این دوران،کوروش توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. آنچه که به نظر واقعی تر می رسد این است که پادشاه پارس، آرشام، تبعیت از فاتح جدید را پذیرفت و به این ترتیب پادشاهی پارس به پسر کوچکتر آریارمنه منتقل شد. مدتی بعد کوروش بخش های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه دوم راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به طور اتفاقی فوت کرد ـ برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.
پس از مرگ کمبوجیه دوم کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود. ولی از شاخه دیگر تاج سلطنتی به آرشام یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش می رسید. آنچه که به نظر واقعی می رسد این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش، با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی ، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند . اگر داریوش حکومت را به دست گرفت ،شاید به این دلیل باشد که او جوانتر و پر انرژی تر از آنها بوده است و از استعداد خوبی برای پادشاهی برخوردار بود؛ پادشاهی بر شاهنشاهی که به گفته خود وی از سکاها در آن سوی سغد تا اتیوپی و از هند تا سارد گسترده شده بود
هزاران لوح اقتصادی مکشوفه از تخت جمشید که مطالبی در مورد تدارکات و تأمین آذوقه در بار و نیروهای اجرایی در آنها نوشته شده است بسیاری از ویژگی های بیهمتای تاریخ باستان خاورمیانه را معرفی می کنند. نخست این که شکل بیضوی این الواح که سمت چب آنها صاف است،خاص این الواح است که در هیچ کجای دیگر نمونه های مشابه آن یافت نشده است. همچنین این الواح رسی حول گره یک ریسمان ساخته شده اند که از دو منتهی الیه قسمت صاف لوح خارج می شوند به گونه ای که می توان آنها را به یک چوب افقی آویزان کرد. به نظر می رسد که این شکل ساختن لوح ها و قرار دادن ریسمان برای تسهیل مراجعه مکرر به بایگانی الواح بوده است و به این صورت نگهداری می شدند. سرانجام این که غالب این لوایح دوتایی هستند. به عنوان مثال لو ح نامه ای که در تخت جمشید یافت شده است به نظر می رسد که هرگز به مقصد نرسیده است اما نامه اصلی که واقعا به مقصد ارسال شده است به زبانی بابلی بر روی پوست نوشته شده بود . آن چه که در تخت جمشید پیدا شده است هفت نامه فرستاده شده است که به زبان عیلامی بر روی رس نوشته شده است. در بسیاری از این نامه ها ،چیزی تحت عنوان « ضمیمه نامه » پیش بینی شده بود. که به طور ضمنی اطلاعاتی در مورد عملکرد سامانه اداری پیچیده دربار هخامنشیان به دست می دهد. یکی از نمونه های کامل این ضمیمه ها به این صورت می باشد.«x فرمانی را که y اعلام کرده است ،نوشته است پس از این که x جفت z را دریافت کرد » به عبارتی دیگر کارمندی به نام x به زبان عیلامی و بر روی لوحی رسی ، فرمانی را که پادشاه ، دبیر یا مقام عالی رتبه به طور شفاهی یا به زبان پارسی باستان صادر کرده است، ثبت کرده است پس از این که کارمند x جفت نامه ارسال شده توسط مترجم یعنی کارمند z را دریافت کرد . این مسأله مستلزم این است که 2 جفت از یک سند در بایگانی نگهداری می شود: لوح رسی به زبان عیلامی و پوست نوشته به زبان بابلی.
كند.
تخت جمشيد
يكي از تيرههاي مهم آريايي كه پس از ورود به ايران موفق به تشكيل حكومت شدند پارسها بودند. از اواسط دوره مادها از خاندان پارسي به عنوان خانداني قدرتمند در منابع ياد شده است. آخرين پادشاه ماد، آسيتاگ، مجبور به جنگ با يكي از سران پارسيها به نام كوروش شد. از شواهد چنين برميآيد كه كوروش با آستياگ نسبت خويشي داشته است. در جنگ بين طرفين پادشاه ماد شكست خورده و كوروش با پيروزي بر آستياگ موفق شد حكومت جديدي را كه درتاريخ از آن به نام هخامنشيان ياد ميشود، تأسيس كند.
نخستين پايتخت هخامنشيان شهر پاسارگاد بود. كوروش پاسارگاد را به محلي آباد و معتبر تبديل كرد. اما پس از مرگ كوروش و مشكلاتي كه در امرحكومتي بوجود آمد از اهميت اين شهر كاسته شد تا اينكه داريوش اول به پادشاهي رسيد.
هخامنشيان بقيه سال را در شهر باستاني هگمتانه پايتخت قديم پادشاهان ماد (درتابستان) و در شوش پايتخت قديم تمدن ايلام (در زمستان) به سر ميبردند.
پس از داريوش ديگر پادشاهان هخامنشي نيز بر بنايي كه ساخت آن را داريوش آغاز كرده بود، ساختمانهاي جديدي افزودند در نتيجه ساخت تخت جمشيد از ابتدا نزديك به 150 سال به طول انجاميد.
ساختمان اصلي كاخها بر روي صفهاي سنگي ساخته شد اين كاخها را از سه طرف شمال، جنوب و مغرب ديواري بزرگ از سنگهاي عظيم بر روي هم انباشته احاطه ميكرد. در خارج از صفه تا حدود نيم كيلومتر دورتر از ديوار سنگي، ساختمانهايي براي درباريان، وزرا و مشاورين احداث شده بود.
وسعت تمام ساختمانهاي روي صفه در حدود 135 هزار متر مربع است. از اين ساختمانها قسمتهايي كه مربوط به بارعام، پذيرائيهاي رسمي و شرفيابي نمايندگان كشورها و برگزاري جشنهاي مذهبي بوده وسعت زياد داشته، درهاي ورودي آنها عريض بودند از جمله اين كاخها بايد از كاخ آپادانا و تالار صدستون نام برد. ديگر ساختمانها كه براي سكونت شاه، وليعهد، ملكه و خاندان سلطنتي و همچنين دفتر و جايگاه نگهبانان بوده كوچكتر بود.
مهمترين آثار و ابنيهاي كه در شهر پارسه معروف به تختجمشيد بنا شده بدين شرح است:
پلكانهاي بزرگ ورودي: راه ورود به بالاي صفه توسط دو رديف پلكانهاي بزرگ دو طرفي كه از سنگهاي بزرگ ساخته شده ميباشد. تعداد اين پلكانها در هرطرف 110 عدد و هر چهار يا پنج پله از يك سنگ يكپارچه بزرگ و عريضي تشكيل يافته است. كنار پلكانها معجر سنگي زيبايي اقتباس گرفته از زيگورات هاي سومري وجود دارد كه بلندي هر كدام از آنها 75 سانتيمتر ميباشد.
.
دروازه ملل: اولين بنا بر روي صفه در فاصله 20 متري پلكان ورودي، تالاري مي باشد كه بيش از 600 متر مربع مساحت دارد. سقف اين تالار بر روي چهار ستون قرار داشته كه اينك دو ستون آن باقي مانده است. درون اين تالار سكوهاي سنگي در چهار طرف تعبيه شده است كه محل نشستن مهمانان بوده است.
.
براي ورود به كاخ آپادانا مهمانان ابتدا در اين تالار به انتظار مينشستند و از آنجا كه اين افراد از ملتهاي مختلفي بودند به اين تالار دروازه ملل يا تالار انتظار گفته ميشود. تالار داراي سه درب ورودي و خروجي پهن است كه دو ديوار سنگيدر درگاه غربي و شرقي به صورت نقش برجسته نمايان ميشود. نقش اين دو درگاه به شكل موجودات اساطيري ميباشد.
کاخ آپادانا: مهمترين كاخ تختجمشيد از لحاظ وسعت، ارتفاع و هنرهايي كه در قسمتهاي مختلف آن به كار رفته كاخ آپادانا ميباشد. كاخ آپادانا در قسمت مرتفعي از صفه تختجمشيد واقع شده و مشرف به جلگه وسيع و زيباي مرودشت ميباشد. در برگزاري جشنهاي ملي و پذيراييهاي رسمي از اين كاخ استفاده ميشد.
تالار مركزي كاخ 3600 متر مربع مساحت داشته و در آن36 ستون سنگي قطور به ارتفاع 18 متر قرار داشته و در سه جهت شرقي، غربي و شمالي كاخ سه ايوان هم سطح با كاخ اصلي هر كدام با 12 ستون وجود داشته است بنابراين در مجموع كاخ آپادانا داراي 72 ستون بوده است. تنها ضلع جنوبي كاخ بجاي ايوان، اتاقهاي كوچك و راهروهايي وجود داشته كه احتمالاً براي نگهبانان كاخ و مسئولين تشريفات مورد استفاده قرار ميگرفت.
يكي از زيباترين قسمتهاي كاخ آپادانا دو رديف پلكانهاي بزرگ در ضلع شمالي و شرقي اين كاخ ميباشد. از آنجا كه پلكان ضلع شرقي براي مدتها زير خاك مانده بود، تقريباً سالم بجاي مانده است اما ضلع شمالي صدمه زيادي ديده است. نقش برجستههاي پلكانهاي كاخ آپادانا زيباترين نقش برجستههاي تختجمشيد ميباشد. اين نقوش نمايندهگان 23 كشور و استانهاي تحت قلمرو شاهنشاهي هخامنشي را نشان ميدهد و هركدام از اين نمايندگان هدايايي را كه مخصوص سرزمين آنها ميباشد به حضور شاه عرضه ميدارند.
نوع هدايا، لباس نمايندگان، چهره افراد و تصاوير ديگر در اين نقش برجستهها به زيبايي هرچه تمامتر نمايان شده ست.
سر ستونهاي ايوان شرقي همگي با مجسمههاي شير دوسرتزئين يافته بودند. و سر ستونهاي ايوان غربي را گاوهاي دوسر شكل ميدادند.
كاخ صد ستون: اين كاخ به عنوان بزرگترين كاخ پذيرائي تختجمشيد به حساب ميآيد. كاخ صد ستون به دستور خشايارشا ساخته شد و به دليل داشتن صد ستون سنگي به اين نام معروف شده است. هر كدام از اين ستونها 12 متر ارتفاع دارد.
اين كاخ در جانب شرقي كاخ آپادانا قرار دارد و داراي هشت درگاه ورودي و خروجي است. از ديدنيهاي اين كاخ نقوش حجاري شدهي درگاهها ميباشد اين نقش برجستههاي در درگاه جنوبي شامل تخت شاهنشاهي است كه بر دست
28 نفر از نمايندگان ملل تابعه امپراتوري هخامنشيان قرار گرفته است . در بالاي تصوير و در پشت سر شاه يك نفر
خدمتگزار مخصوص ديده ميشود. بر درگاههاي شرقي و غربي نيز نقوشي با مضمون نبرد پادشاه با حيوان افسانهاي
نقر گرديده است.
در سمت شرقي كاخ صد ستون ديوارهاي خشتي وجود دارد كه به احتمال زياد محلي براي نگهداري ارابهها و اسبهاي سلطنتي بوده است. همچنين در قسمت خارجي تالار صد ستون اتاقهاي كوچكي مربوط به نگهبانان كاخ و مستخدمين قرار داشته است.

كاخ مركزي: از ديگر كاخهاي تختجمشيد، كاخ چهارگوش ديگري است كه در گوشهي جنوب شرقي كاخ آپادانا واقع شده است. به دليل موقعيت اين كاخ و قرار گرفتن در وسط ديگر ساختمانهاي تختجمشيد، به كاخ مركزي معروف شده است.
.
كاخ مركزي شامل دو ايوان ستوندار در شمال و جنوب بوده است. در اطراف اين ايوانها، سكوهايي از سنگ ساخته بودند. اين كاخ سه درب نسبتاً بزرگ داشت و نقوشي همانند نقش برجستههاي درگاه كاخ صد ستون بر اين درگاهها نقر كرده بودند. از تزئينات جالب توجه كاخ مركزي پلكانهاي بزرگ جانب شمالي كاخ مركزي به حياط مقابل كاخ آپادانا مربوط ميشود.
ايوانهاي شمالي و جنوبي كاخ مركزي با سرستونهايي به شكل سر انسان و تنهي حيوان تزئين يافته بود.
تچر: اين كاخ در سمت جنوب آپادانا واقع شده است و بر اساس يكي از كتيبههاي آن كاخ كه كلمه تچر در آن آمده است، به تچر معروف شده است . دريچههاي اين كاخ بر عكس ديگر كاخهاي تختجمشيد به سمت تابش آفتاب است و به همين جهت احتمال داردكه كاخي زمستاني بوده باشد. اين كاخ را كاخ خصوصي داريوش اول ميدانند
راه ورود به كاخ داريوش دو دريف پلكان جنوبي و غربي بود. در ساختن اين كاخ از سنگهاي صيقلي استفاده شده است و به همين جهت به آن تالار آئينه نيز ميگويند.
در ايوان جنوبي اين كاخ كتيبهاي به سه زبان پارسي، ايلامي و بابلي وجود دارد كه ساختن اين كاخ را به داريوش اول و كامل كردن تزئينات آن را به خشايار شا نسبت ميدهند.
نقش برجستههاي اين كاخ نيز همانند ديگر نقوش كاخهاي تختجمشيد از زيبايي و ظرافت خاصي برخودار است. اين نقوش بر ديوار پلكانهاي ورودي اشخاصي را در حال اهداي هدايايي از قبيل بز كوهي و آهو و... نشان ميدهد.
كتيبههاي كوتاه متعددي به خط ميخي در حاشيهي بالاي دريچهها و طاقچههاي اين كاخ وجود دارد كه نام داريوش در بيشتر آنها به چشم ميخورد. با مشاهده بقايايي از گچ در كف اتاقهاي شمالي كاخ تچر معلوم ميشود كه كف اين كاخ با گچ فرش بوده است.
بر سنگهاي اين كاخ كتيبههايي از پادشاهان بعدي ايران همچون شاپور دوم ساساني، عضد الدوله ديلمي، ناصر الدين شاه قاجار و... حك شده است.
کاخ هديش: هديش كاخ اختصاصي خشايار شاه است و در كتيبههايي كه در اين كاخ وجود دارد نام هديش آمده است.
كاخ هديش در بلندترين قسمت صفه تخت جمشيد قرار دارد و شامل تالاري مركزي با 36ستون و ايواني شمالي با 12 ستون و يك ايوان در جنوب همراه با تعدادي اتاقهاي كوچك در شرق و غرب، ميشود
.
بر درگاه ورودي كاخ نقش خشايار شاه همراه با خدمهاش ديده ميشود. از ويژگيهاي منحصر به فرد اين كاخ نقش برجستههاي درون پنجرههاست كه در ديگر كاخها به چشم نميخورد. دراين تصاوير هديه آوراني نقش گرديده است .
در زير اين كاخ مجراي زيرزميني وجود داشت و آب پشت بام اين كاخ بوسيله آن به آبروهاي اصلي تختجمشيد انتقال داده ميشد.
ـ حرمسرا
درجنوب كاخ هديش ساختمانهايي از خشت وجود دارد كه به حرمسرا (اندروني) معروف است. اين مكان به احتمال زياد محل سكونت بانوان سلطنتي بوده است.
طرح نقشه ساختمان حرمسرا تا اندازهاي به تالار مركزي كاخ تچر شباهت دارد. در قسمتهاي جنوبي اين بنا كتيبهاي متعلق به خشايار شاه پيدا شده كه به سلطنت رسيدن خشايار شاه را مطرح ميكند.
امروزه اين ساختمان به موزه تختجمشيد تبديل شده است و بسياري از آثار كشف شده در تختجمشيد در اين قسمت نگهداري ميشود.
ـ خزانهي داريوش
در دامنهي كوه رحمت و در جانب شرقي صفهي تختجمشيد بناهاي خشتي موسوم به خزانهي داريوش قرارگرفته است.
اين ساختمان به دليل پيدا شدن تعدادي ظروف سنگي مرمري و اشياء تجملي، خزانه ناميده شده است.
خزانهي داريوش از دو تالار بزرگ با ستونهاي چوبي تشكيل شده بود. تعداد ستونهاي هر تالار به 100 ميرسيد و اتاقها، راهروها و ايوانهاي ساختمان خزانه همه از خشت ساخته شده بود و در كف آستانهي درها و زير ستونها از سنگهاي صيقلي استفاده شده بود. خياباني با عرض 5/5 متر چهار طرف ساختمان خزانه را احاطه كرده است از ديگر بناها و آثار مهم تختجمشيد ميتوان از جايگاه نگهبانان در دامنهي كوه رحمت، چاه سنگي در سينه كوه رحمت و ساختمانهاي خشتي روي ديوار شمالي كه از آن بعنوان دبيرخانه شاهي استفاده ميشد، ياد كرد.
آرامگاه پادشاهان هخامنشي: در سينهي كوه رحمت دو قبر از دو پادشاه آخر هخامنشي، (اردشير دوم و اردشير سوم) مشاهده ميشود. در امتداد همين مقابر درسمت راست به فاصله حدود100 متر آرامگاه ديگري قرار دارد كه ناتمام مانده است و به آخرين پادشاه هخامنشي داريوش سوم تعلق دارد.
نماي خارجي و نوع ساختمان و نقوش آن دقيقاً مانند آرامگاههاي پادشاهان هخامنشي در نقش رستم ميباشد.
در خارج از صفهي تختجمشيد نيز ساختمانهايي وجود داشته كه اينك از آنها تقريباً هيچ بنائي بجاي نمانده است اما آثار تزئيني زيادي بدست آمده كه تعدادي از آنها در موزهي تختجمشيد و مابقي در موزهي ايران باستان و ديگر موزههاي معروف ميباشد.







و به راستی چه باید کرد
آیا باید به حال خود گریست
ما نباید بگزاریم که یادگار اجداد ما
ن از بین برود
و براستی آیا ما جانشینان خوبی
برای آنها هستیم
نمیدانم ای اهورا مزدای بزرگ
ما را یاری کن تا بتوانیم
یادگار اجدادمان را به درستی
محافظت کنیم و شعار انان
را که:گفتار نیک"پندار نیک
"و رفتار نیک است را به
درستی انجام دهیم. آمین
آبراهی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ بو جود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این آبراه از نظر بازرگانی و جنگ خیلی اهمیت دارد و تو باید آن آبراه را به اتمام برسانی . عوارض عبور کشتی ها از آن آبراه نباید آنقدرسنگین باشد که ناخدایان کشتی ترجیح بدهندکه از آن عبور نکنند.
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ایران نظم امنیت بر قرار کنند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده.چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند .پس بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما .هرگز عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است وتو اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهد داشت .
افسران و سربازان ارتشی را راضی نگه دار و با آنها بد رفتاری نکن .اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست به معامله ای متقابل کنند.اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد.تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند.
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل انها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت کنی .همواره حامی کیش یزدان پرستی باشد .اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل داری پیروی نماید .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خودم فراهم کرده ام بر من بپیچان ودر تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمانی می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آن ببینی و بفهمی من که پدرتو و پادشاهی مقتدر بودم و بر ۲۵ کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه ۲۵ کشور باشد یا یک خار کن .هیچ کس در این جهان باقی نمیماند.اگرتو هرزمان که فرصت به دست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد . اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تورا ببیند .
زنهار زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو.اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از اباد کردن دست بر ندار زیرااگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرا نی خواهد گذاشت زیرا قاعد ه این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود. در آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده .
عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت بر جسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط موقعی باید به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری ستمی کرده باشد و تو خطا کار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.
بیش از این چیزی نمیگویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کردام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم که مرگم نزدیک شده است.
|
|
استهبان،فسا،فیروزآباد،جهرم،کازرون،لامرد،لارممسنی .آباده،بوانات،داراب،اقلید
،مرودشت،نیریز،سپیدان،شیراز
1-عمارت عفیف آباد ، شیراز
2-پل بندامیر ، مرودشت 3-بیشاپور ، کازرون
4-آتشکده فیروزآباد،فیروزآباد
5-معبد حفیط، شیراز
6-ارگ کریم خانی ، شیراز
7-مدرسه خان ، شیراز
8-مقبره کوروش ، مرودشت
9-طاق مشیر، شیراز
10-کتیبه نقش رجب ، مرودشت
11-کتیبه نقش رستم ، مرودشت
12-کتیبه نقش شاپور ،کازرون
13-موزه و عمارت نارنجستان قوام ، شیراز
14-پاسارگاد ،مرودشت
15-پرسپولیس ، مرودشت
16-آرامگاه سعدی ،شیراز
17-کاخ ساسانیان ،سروستان
18-آرامگاه شاه شجاع ، شیراز
19-غار تنگ چوگان ( تندیس شاپور ) ، کازرون
20-حمام وکیل ، شیراز
21-بازار وکیل ، شیراز
فرهنگ و هنر :
پل خان متعلق به دوره صفويه است كه به دستور"الله وردي خان" از سرداران سپاه شاه عباس صفوي ساخته و در سال ۱۳۵۱در فهرست آثار ملي ثبت شد.
رييس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان مرودشت گفت: باتوجه به عبور خط لوله انتقال آب مرودشت از روي اين پل تاريخي،درصورت همكاري نكردن شركت آب و فاضلاب براي جابجايي اين خط لوله، خطر تخريب اين اثر تاريخي ارزشمند در سال آينده جدي است.
مسعود رضايي منفرد افزود: به رغم ۲۵مورد نامه نويسي بهشركت آب وفاضلاب فارس و اعلام خطر تخريب اين پل و درخواست همكاري اين شركت براي جابجايي خط لوله آب، تاكنون اقدام عملي در اين خصوص صورت نگرفته است.
فرماندار مرودشت نيز ازآنچه بيتوجهي شركت آب و فاضلاب درخصوص تغيير مسير خط لوله آب خواند، انتقاد كرد و گفت: بيتوجهي به اثر تاريخي كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده پذيرفتني نيست.
سيد جمالالدين صمداني افزود:باتوجه به تامين اعتبار جابجايي خط انتقال آب توسط آب و فاضلاب، ضرورت دارد مسوولان استان فارس هرچه زودتر اقدام لازم در زمينه حل اين مشكل را به عمل آورند.
وي اضافه كرد: ادامه بيتوجهي به اين مساله، موضوعي شبيه معضل تنگ بلاغي را بوجود خواهدآورد كه بايد از اين مساله جلوگيري شود و هرچه زودتر مشكل حل شود تا به عنوان خوراك رسانههاي بيگانه قرار نگيرد.
رييس اداره آب و فاضلاب مرودشت دراينباره اظهارداشت: ۵۵درصد منابع آب آشاميدني مرودشت ازسددرودزن واز طريق خط لولهاي كه از روي پل خان ميگذرد تامين ميشود وبا توجه بهاينكه اكنون هيچ مسير وخطي براي جابجايي اين لوله انتقال آب وجود ندارد، تغيير مسير آن امكان پذير نيست.
محمد سليماني افزود: تنها درصورت راهاندازي خط انتقال آب آشاميدني روستاي "كوه سبز"،امكان جابجايي خط لوله انتقال آب از روي پل خان به مسير ديگر امكان پذير خواهد شد كه هنوز اين كار انجام نشده است.
پل خان در ورودي شهر مرودشت از سمت شيراز، روي رودخانه "كر" ( (KORقرار دارد.
مركز شهرستان مرودشت، ۴۵كيلومتر با شيراز فاصله دارد.

پارسه برخيز
اغلب وقتي از تختجمشيد بحث ميشود، تصويري از كاخ، دربار و خدم و حشم به ذهن ميرسد. غافل از آنكه تختجمشيد بخش كوچكي از سرزمين پارسه ، جايگاه و محل زندگي مردم ايران است؛ مردمي كه يكي از دستاوردهاي تلاشهايشان ساختن فضايي مانند تختجمشيد بوده است. امروز پژوهشگران در تلاش هستند كه صفحات تاريك زندگي اين مردم را با انجام تحقيقات در اين سرزمين روشن كنند.
وقتي جاده شيراز به اصفهان را در پيش بگيريم، پس از پيمودن (بيش از) 30كيلومتر در جهت شمال به جلگه مرودشت ميرسيم كه درازايش از غرب به شرق 60كيلومتر است و پهنايش تا 70 كيلومتري شيراز ميرسد. رود كر از شمال غربي جلگه تا جنوب شرقي آن را ميپيمايد و سيراب ميكند و به درياچه بختگان ميريزد و بدين ترتيب بستري مناسب براي شكلگيري مهد تمدن و فرهنگ زندگي مردم ايران از روزگاران كهن فراهم ميآورد.
از روزگار عيلاميان، زندگي مردم در اين منطقه آغاز شده و در دوران هخامنشي در شهر پارسه به اوج خود رسيده است.از سويي تختجمشيد ارگ شهر پارسه به شمار ميرفته است. اين ارگ بيش از 125 هزار متر مربع وسعت داشته و بر فراز صخرهاي كه از سوي مشرق پشت به دامنه كوه مهر(كوه رحمت) بنا شده بوده است.
«بنداد هخامنشي» با وقوف به اين امر از سالها قبل تحقيقات خود را براي آشكار كردن زندگي مردم پارسه آغاز كرد. اين تلاشها با وقوع انقلاب اسلامي متوقف شد و از مرداد سال 80 فعاليتهاي تحقيقاتي و عملياتي دوباره آغاز شد. از جمله اين فعاليتها ، پژوهش درباره شهر تاريخي پارسه است كه اين پژوهشها با انجام 4 فصل باستانشناسي(دوره هاي 20 روزه) از بهمن 81 وارد مرحله عملياتي شده است.
چالشهاي فرارو
از آنجا كه بناي تختجمشيد از زمان داريوش هخامنشي آغاز شده و تا آخرين روزهاي حكومت اين سلسله- در طول حدود 200 سال - در حال ساخت بوده است، اين نظريه را تقويت ميكند كه تختجمشيد نميتواند مجموعهاي از كاخهاي دورافتاده باشد و اينجاست كه به نظر ميرسد، مردمي به منظور تأمين آذوقه ، پشتيباني و ارائه خدمات به شاهزادگان كاخ نشين و كارگران و معماراني بخشهاي ديگر تختجمشيد را احداث ميكردند، در نزديكيهاي تختجمشيد زندگي ميكردهاند.
با اين فرض ، اگرچه در مورد محدوده احتمالي شهر تاريخي پارسه به نتيجه ميرسيم، اما زماني كه ساخت تو سازهاي اطراف تختجمشيد و ظهور شهري صنعتي با جمعميت 120 هزار نفر ( مرودشت)در 10 كيلومتري جنوب آن را در كمتر از يكصد سال گذشته در نظر بگيريم، اميدها براي يافتن اثري از اين شهر باستاني كاهش مييابد و كاش آن زمان كه كاوشهاي تختجمشيد براي بيرون آوردن آن از دل خاك انجام ميشد، كوشش ميشد كه شهر پارسه نيز دوباره آسمان را به نظاره بنشيند.
برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي، بهانهاي براي شروع جنگلكاري حوالي جنوب تختجمشيد از سال 1341 بود. از سال 1350 براي برگزاري اين جشنها، تمام تأسيسات برق و مخابرات از زير زمين اين منطقه عبور داده شد و اين مسأله امروز به مثابه سنگ ديگري در راه كاوشها در زمينه يافتن شهر پارسه تبديل شده است.
ضرورت بكر بودن منطقه مورد كاوش در آن بخش از مصاحبه اختصاصي قلينژاد، مدير كل ميراث فرهنگي فارس با روزنامه خبر جنوب چاپ شيراز، مشخص ميشود كه او گفته است: هدف از خريد حريم تختجمشيد ، كاوش در منطقه حريم و نماياندن شهر تاريخي پارسه است.
به گفته وي، بخشي از اعتبار 5/4 ميليارد توماني ( بودجه سال 82 تختجمشيد) صرف خريد حريم آن از صفه تختجمشيد تا محور شيراز – مرودشت – اصفهان خواهد شد و در اين حريم ، اجازه هيچ گونه ساخت و سازي حتي براي هتل داده نميشود.
پارسه ، برخيز!
پارسه با دستان جوانان و فكرهاي نو از بستر خاك بيرون خواهد آمد و تيشهها براي يافتن آن به طورهدفمندبه زمين زده خواهد شد. براي اين كار، لازم است از دانش آركئوژئوفيزيك بهره گرفت كه با كمك آن ميتوان بدون حفاري محل، بقاياي سازهها و ساختارهاي مدفون در زير زمين را يافت.
كوروش محمدخاني، فارغالتحصيل مهندسي معدن و دانشجوي كارشناسي ارشد باستانشناسي در دفتر كار خود در تختجمشيد به ما گفت: در ايران يكي از دو فردي است كه رشتههاي تحصيلي آنها تركيبي از 2 رشته ژئوفيريك و باستانشناسي است و اين گونه ميتواند در يافتن شهر پارسه مؤثر افتد.
او كه مسئول گروه آركئوژئوفيزيك بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد است، پيدايش اين دانش در جهان را سال1946 ذكر ميكند كه براي اولين بار در ايران ، سال 1353 از سوي دكتر هس در فيروزآباد فارس مورد استفاده قرار گرفته است و از سال 78 به بعد از سوي گروههاي مختلف آلماني، فرانسوي و ايراني، برداشتهايي به اين روش در مناطقي چون اريسمان،چغازنبيل، پاسارگاد و تختجمشيد انجام شده است. وي ادامه ميدهد: اين كار در تختجمشيد با هدف يافتن شهر پارسه و تعيين حريم تپههاي باستاني دشت مرودشت با دستگاه مغناطيسسنج سزيوم انجام ميشود.
وي ميافزايد: ممكن است در يك منطقه 25 سال كاوش و حفاري انجام شود تا پاسخهاي مورد نظر به دست آيد، اما با ارسال امواج به زير زمين و دريافت انعكاس آن در طول يك سال به پاسخ دست خواهيم يافت. به گفته محمدخاني، گروه ژئوفيزيك سازمان زمينشناسي و اكتشافات معدني كشور نيز در تحليل اطلاعات به دستآمده، اين بنياد را ياري ميدهند. وي ميگويد: با توجه به برنامههاي پيشبيني شده فعلاً در حريم درجه يك و دو تختجمشيد برداشتها انجام شده و اين محدوده در آيندهاي نزديك گسترش خواهد يافت.
مديركل ميراث فرهنگي فارس با اطمينان خاصي گفته است: طبق آخرين پژوهشهاي بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد، در حريم تختجمشيد يك شهر تاريخي وجود دارد و طبق نظريه كارشناسان ميراث فرهنگي ، اين شهر تاريخي پارسه است… .
يافـتـههاي اوليه
به گفته مسئول گروه آركئو ژئوفيزيك بنياد پژوهشي پارسه – پاسارگاد، طي كاوشهايي كه تا كنون نتيجه تحليل اطلاعات آنها به طور كامل مشخص شده، 2 حصار دفاعي ارگ تختجمشيد و همچنين سازه يك ساختمان در چند صدمتري شمال تختجمشيد در زمينهاي كشاورزي شناسايي شده است و البته يافتههاي ديگري نيز وجود دارد كه پس از تحليل نهايي اطلاعات مربوط به آنها، منتشر خواهد شد.
با اين حال ، مدير داخلي بنياد معتقد است، با بودجه كنوني شايد بتوان كاوشها را ادامه داد اما زمان زيادي طول خواهد كشيد. وي تأكيد ميكند: وسعت شهر پارسه ميطلبد كه در راه به سرانجام رسيدن كاوشهاي مربوط به آن، كمك و نگاهي ملي شامل آن شود.
مديركل ميراث فرهنگي فارس از نماياندن شهر پارسه در آيندهاي نزديك سخن به ميان آورده و گفته است: وقتي شهر پارسه نمايان شود، انعكاس اين خبر در سطح بينالمللي انفجار اطلاعاتي در پي دارد كه سرتاسر دنيا را تحت تأثير قرار ميدهد و نشان ميدهد كه تاريخچه شهر سازي در ايران بسيار طولاني است.
وي ميافزايد: با نماياندن شهر پارسه، تاريخچه شهرسازي در دوران هخامنشي دگرگون و قطب گردشگري تختجمشيد در استان فارس تقويت ميشود و به عنوان يك منبع خوب درآمدزايي گردشگري در دنيا مطرح ميشود و تعداد كثيري از شهرسازان، باستانشناسان و جامعهشناسان تاريخي از سرتاسر دنيا براي ارزيابي سطوح تاريخي ، پژوهشي و تحقيقي به اين منطقه هجوم ميآورند.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در
این دنیا چه دشوار است و چه زجری میکشد
ان کس که انسان است و از احساس سر شار.

اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند
|
سال شروع حکومت |
اولين حاکم |
نام سلسله |
|
708 قبل از ميلاد |
ديااکو |
مادها |
|
550 قبل از ميلاد |
کوروش |
هخامنشيان |
|
250 قبل از ميلاد |
اشک |
اشکانيان |
|
224 ميلادي |
اردشير بابکان |
ساسانيان |
|
1 هجري شمسي |
معاويه |
امويان |
|
92 هجري شمسي |
السفاح |
عباسيان |
|
165 هجري شمسي |
طاهر |
طاهريان |
|
219 هجري شمسي |
يعقوب ليث |
صفاريان |
|
238 هجري شمسي |
نصر |
سامانيان |
|
276 هجري شمسي |
مرداويج |
آل زيار |
|
280 هجري شمسي |
رکن الدوله (حسن) |
آل بويه |
|
358 هجري شمسي |
کاکويه |
ديالمه |
|
311 هجري شمسي |
سبکتکين |
غزنويان |
|
329 هجري شمسي |
بغراخان |
آل افراسياب |
|
345 هجري شمسي |
ابوعلي مأمون |
آل مأمون |
|
389 هجري شمسي |
طغرل |
سلجوقيان |
|
450 هجري شمسي |
قطب الدين محمد |
خوارزمشاهيان |
|
503 هجري شمسي |
محمد بن سوري |
غوريان |
|
589 هجري شمسي |
اوکتاي قاآن |
ايلخانيان |
|
676 هجري شمسي |
امير چوپان |
چوپانيان |
|
696 هجري شمسي |
شيخ حسن |
ايلخانيان |
|
689 هجري شمسي |
محمود شاه |
آل اينجو |
|
696 هجري شمسي |
امير مبارزالدين |
مظفريان |
|
612 هجري شمسي |
امير عزالدين عمر |
ملکوک کرت |
|
698 هجري شمسي |
خواجه عبدالرزاق |
سربداران |
|
579 هجري شمسي |
يراق حاجب |
قراختائيان |
|
550 هجري شمسي |
رکن الدين رسام |
اتابکان يزد |
|
552 هجري شمسي |
ابوطاهر |
اتابکان لرستان |
|
503 هجري شمسي |
مظفرالدين سنقر |
اتابکان فارس |
|
441 هجري شمسي |
عمادالدين زنگي |
اتابکان شام و ديار بکر |
|
491 هجري شمسي |
اتابک ايلدگز |
اتابکان آذربايجان و عراق |
|
764 هجري شمسي |
امير تيمور |
تيموريان |
|
769 هجري شمسي |
قرامحمد |
قراقويونلو |
|
769 هجري شمسي |
قراعثمان |
آق قويونلو |
|
865 هجري شمسي |
شاه اسمعيل |
صفويه |
|
1108 هجري شمسي |
نادر |
افشاريه |
|
1123 هجري شمسي |
کريم خان |
زنديه |
|
1160 هجري شمسي |
آغامحمد خان |
قاجاريه |
|
1302 هجري شمسي |
رضا خان |
پهلوي |
|
|
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، ...، نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را بسوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
نابسامانی درونی بابل و نیایشگاههای آنجا دل مرا بدرد آورد... من برای آرامش کوشیدم.
من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.
فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. فرمان دادم که هیچکس مردم شهر را نیازارد و به دارایی آنان دست یازی نکند.
مردوک خدای بزرگ از کار من خشنود شد... او مهربانی ا ش و فراوانی را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در آشتی و آرامش پایگاه بلندش را ستودیم.
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم.
همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد.
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستینشان بازگرداندم، هر روز مردم آن سرزمین ها را شاد کند
من برای همه مردم همبودگاهی آرام مهیا ساختم وآرامش را به تمامی مردم پیشکش کردم.
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و ... ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.
I am Cyrus, King of the globe, great king, mighty king, King of Babylon, king of the land of Sumer and Akad, King of ......, king of the four quarters of Earth, son of Cambysis (Kambujiye), great king, king of Anshan, grandson of Cyrus (Kurosh), great king, king of Anshan, descendant of Teispes (Chaish Pish), great king, king of Anshan, progeny of an unending royal line, whose rule, The Gods, Bel and Nabu cherish, whose kingship they desire for their hearts' and pleasures.
When I well disposed, entered
...... when my numerous soldiers in great numbers peacefully entered Babylon and moved about undisturbed in the midst of the Babylon, I did not allow anyone to terrorize the people of the lands of Sumer and Akad and ...... I kept in view, the needs of the people and all their sanctuaries to promote their well being. I strove for peace in
...... Marduk, the great lord, was well pleased with my deeds, rejoiced and to me, Cyrus, the king who worshipped him, and to Cambysis, my son, the offspring of my loins, and to all my troops he graciously gave his blessing, and in good sprit, before him we stood peacefully and praised him joyously.
All the kings who sat in throne rooms, throughout the four quarters, from the Upper Sea (Mediterranean Sea) to the Lower Sea (Persian Gulf), those who dwelt in ...... and all those who live in other types of buildings as well as all the kings of the West Land, who dwelt in tents, brought me their heavy tribute and kissed my feet in The Babylon. As to the region, from ...... to the cities of Ashur, Susa (Shoosh), Agade and Eshnuna, the cities of Zamban, Me-Turnu, Der as far as the region of the land of Gutium, the holy cities beyond the Tigris River, whose sanctuaries had been in ruins over a long period, the gods whose abode is in the midst of them, I returned to their places and housed them in lasting abodes.
I also gathered all their former inhabitants and returned to them their habitations. Furthermore, I resettled upon the command of Marduk, the great lord, all the gods of
May all the gods whom I have placed within their sanctuaries and resettled in their sacred cities, address a daily prayer in my favor before Bel and Nabu, that my days may be long, and may they recommend me to him, to Marduk my lord, they may say: "May Cyrus the King, who worships thee, and Cambysis his son ...... all gods I settled in a peaceful place, I sacrificed ducks and doves, I endeavored to repair their dwelling places ...... "
کوروش :
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء
بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
داریوش :
ای مزدای اهورا این کشور را از خشکسالی از دشمن از دروگ
دور بدار.
خشایارشا :
اهورا مزدا خدای بزرگی است که زمین را آفرید، که آسمان را آفرید،
که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید.
خواجه نصیر توسی :
پیروزی از آن مردمانی است که همیشه توانایی در برابر سختی ها
را داشته باشند.
بزرگمهر :
سرنوشت با پروردگار است ، خشنود به آنم ، در سختی شکیبایم ،
شکوه نکنم ، بدتر از این سختی باشد و سختی بگذرد ،
در پناه و یاری پروردگار.
وهمن :
اشا یا اشویی برابر راستی ، پاکی ، سامان ، آرامش جهان ،
هنجار هستی ، درستی ، پارسایی ، پرهیز کاری ، داد ، نیکویی ،
پیمان داری ، و ... می باشد ، درستکار آنست که اگر راستی و
اشویی به زیان اوست دست از آن بر ندارد و از آن نگریزد.
رستگاران همیشه راست و درست اند.
نیما یوشیج :
باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود.
بیرونی خوارزمی :
آری تعصب چشمهای بینا را کور می کند و گوشهای شنوا را
کر می سازد و هر کسی را به باوری وادار می کند که خرد و
دانش آنرا گواهی ندهد.
فریدون مشیری :
مهر می ورزیم، پس هستیم!
کمبوجیه :
هرگز آفریدگار هستی را از یاد مبر، زیرا که جهان آفرین همواره،
نه تنها هنگام سرافرازی و نیک بختی بلکه در هنگام نیاز و تنگی،
شایستهی ستایش است.
متون پهلوی :
چند چیز مردمان را بیش به کار اندر باید؛ خرد، هنر، دیدن و
دانش دانستن، توانگری و دادی، خوب پنداری،
خوب گفتاری و خوب کرداری.
خواجه عبدالله انصاری :
خداوندا! کجا بازیابیم آن روز که تو ما را بودی و ما نبودیم،
تا باز به آن روز رسیم میان آتش و دودیم اگر بدو گیتی آن
روز یابیم پرسودیم ور بود خود را دریابیم به نبود خود خشنودیم.
متون پهلوی :
به فرهنگ خواستاری کوشا باشید چه فرهنگ اندر ( روزگار )
فراخی پیرایه و اندر سختی پناه و اندر نیاز دستگیر و اندر تنگی پیشه است.
پیروز باشید